ابو القاسم راز شيرازى

321

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

باقٍ « 13 » ، و بعد از تحقّق اين معرفت ، همّت را از ما سوى مصروف به حقّ تعالى خواهد نمود . و در مواجهه به قبله به صورت ، مواجهه نمايد به قلب به حقّ تعالى ، و بلسان قلب و قالب گويد : . . . وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ؛ يعنى به قلب مواجهه مىكنم خداوندى را كه خلق فرمود سماوات و ارض را در حالتى كه مايلم از ما سواى او ، و مقبلم به سوى كعبهء حقيقت ، و تسليم مىكنم ظاهر و باطن خود را در قبضهء قدرت او ، و شرك جلى و خفى كه محبّت به ما سواى اوست از خود دور مىكنم . و بشراشره « 14 » ، آينهء قلب را متوجّه قبلهء حقّ تعالى سازد ؛ اينست اسباب حضور قلب كه مىفرمايد : لا صلاة الّا بحضور القلب ، و محبّت الهى بهترين اسباب حضور قلب است از براى محبّين ، امّا اهل صورت از آن محروم‌اند . و ثانى : فهم معانى الفاظ صلاة است كه مناجات مىكند به آن الفاظ حقّ تعالى را از تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير و غير آن ، و در فهم معانى اذكار صلاة ، عباد مختلف‌اند و هركس به قدر علم و عقل و معرفت خود تشخيص مىدهد معانى و حقايق آنها را . و بالجمله بدان كه تسبيح كه « سبحان اللّه » است اشاره به توحيد آثار است كه : فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ « 15 » ؛ و منظور از توحيد آثار آنست كه مؤثّرى در عالم وجود ، غير از ذات حضرت معبود نيست كه : « لا مؤثّر فى الوجود الّا اللّه » « 16 » ، و منزّه است ذات پاكش از اين آثار . و تحميد كه « الحمد للّه » است اشاره به توحيد

--> ( 13 ) - آنچه نزد شما مردم است ناپايدار و آنچه نزد حقّ تعالى است پايدار است : سورهء 16 قسمتى از آيهء 96 ( 14 ) - به تمامى آن ؛ شراشر جمع شرشره به معناى جزئى از هر چيز و شراشر هر چيز همهء آن چيز است بدون استثنا . ( 15 ) - . . پس بسوى آثار و نمودارهاى رحمت الهى بنگر . . . : سورهء 30 قسمتى از آيهء 50 ( 16 ) - در عالم وجود مؤثّرى جز خداى تعالى نيست .